تبلیغات
افکار خاکستری - چراغانی
بکوشیم در کنار هم حرکت کنیم تا انسان نو ، اندیشه نو و یک نژاد نو در جهان بسازیم

چراغانی

سه شنبه 21 بهمن 1393 06:23 ب.ظ

نویسنده : انسان بیخود
ارسال شده در: رضا بروسان ،
یک پلک سرمه ریخت که بی دل کند مرا
گیسو قصیده کرد که خاقانی ام کند
دستم چقدر مانده به گلهای دامنت ؟
دستم چقدر مانده خراسانی ام کند ؟
می ترسم آنکه خانه به دوش همیشگی !
گلشهر گونه های تو افغانی ام کند
در چترهای بسته هوا آفتابی است
بگذار چتر باز تو بارانی ام کند
چون بادهای آخر پاییز خسته ام
ای کاش دکمه های تو زندانی ام کند
این اشک ها به کشف نمک ختم می شوند
این گریه می رود که چراغانی ام کند



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: رضا بروسان ، اشعار رضا بروسان ، شعرهای رضا بروسان ، بروسان ، شعر عاشقانه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 بهمن 1393 06:26 ب.ظ